|
|
شهادت ریحانه رسول حضرت زهرا(س) تسلیت باد ابنعباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوههای بهشتی تکوّن یافته است. حوریهای است به صورت انسیه و انسیهای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم. نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
سفر زيارتي - سياحتي و هميشگي آخرت.....
نام: انسان نام خانوادگی: آدمی زاد نام پدر: آدم نام مادر: حوا لقب: اشرف مخلوقات نژاد: خاکی صادره از: دنیا ساکن: کهکشان راه شیری، منظومه شمسی، زمین مقصد: برزخ ساعت حرکت و پرواز: هر وقت که خدا صلاح بداند مکان: ان شاالله بهشت اگر نشد چاره ای نیست جزجهنم وسایل مورد نیاز: ۱. دو متر پارچه ۲. نماز اول وقت ۳. عمل نیک ۴. ولایت ائمه اطهار ۵. انجام واجبات و ترک محرمات ۶.امر به معروف و نهی از منکر ۷.اعمال صالح، تقوا، ایمان ۸. دعای والدین و مومنین توجه: - خواهشمند است جهت رفاه حال خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید. - از آوردن ثروت، مقام، منزل و ماشین حتی داخل فرودگاه خودداری نمایید. - حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین، سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسم پرخرج خودداری نمایند. - جهت یادگاری، قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان مشخص نمایید. - از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس، غیبت، تهمت و غیره خودداری نمایید. « برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر(ص) مراجعه نمایید» تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی، رایگان، مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد. در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید: ۱۸۶ سوره بقره ( هنگامي كه بندگانم از تو درباره من بپرسند ، [ بگو : ] يقيناً من نزديكم ، دعاى دعا كننده را زمانى كه مرا بخواند اجابت مي كنم ; پس بايد دعوتم را بپذيرند و به من ايمان آورند ، تا [ به حقّ و حقيقت ] راه يابند [ و به مقصد اعلى برسند ] ) ۴۵ سوره نساء ( و خدا به دشمنان شما داناتر است . و بس است كه خدا سرپرست شما باشد ، و كافى است كه خدا ياور شما باشد ) ۱۲۹ سوره توبه ( پس اگر [ منافقان ] از حق روى گرداندند ، بگو : خدا مرا بس است ، هيچ معبودى جز او نيست ، فقط بر او توكل كردم ، و او پروردگار عرش بزرگ است ) ۵۵ سوره اعراف ( پروردگارتان را از روى فروتنى و زارى و مخفيانه بخوانيد [ و از آداب و شرايط دعا تجاوز نكنيد ] ; يقيناً خدا متجاوزان را دوست ندارد ) ۲ و ۳ سوره طلاق ( و چون به پايان زمان [ عدّه ] نزديك شدند ، آنان را [ با رجوع به زوجيت ] به صورتى شايسته [ كه رعايت همه حقوق همسردارى است ] نگه داريد يا از آنان به طرزى شايسته [ كه پرداخت همه حقوق شرعيه اوست ]جدا شويد ، و [ هنگام جدايى ، ] دو عادل از خودتان را گواه [ طلاق ] گيريد . [ و شما اى گواهان ! ] گواهى را براى خدا اقامه كنيد . به وسيله اين [ حقايق ] به كسى كه همواره به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، اندرز داده مي شود و هر كه از خدا پروا كند ، خدا براى او راه بيرون شدن [ از مشكلات و تنگناها را ] قرار مي دهد .(2) و او را از جايى كه گمان نمي برد روزى مي دهد ، و كسى كه بر خدا توكل كند ، خدا برايش كافى است ، [ و ] خدا فرمان و خواسته اش را [ به هر كس كه بخواهد ] مي رساند ; يقيناً براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است .(3) ) امیدوارم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید. سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(ع) اللهم صلّ على محمد وآل محمد وعجل فرجهم منبع:http://www.moolaali.blogfa.com نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
احکام زناشویی نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
نرم افزارهای موبایل
نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
لذّت مناجات استاد شهيد، مى گويد: ((ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى برد، از آن ((استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه ))ها مى برد، از آن ((العفو گفتنها)) و يادكردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى برد، و آن لذّتى كه از آن ((يا ربّ يا ربّ)) گفتنها مى برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره ها مى گردد، احساس نمى كند. لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميق تر، نيرومندتر و نشاطبخش تر است . ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است ، صرفاً شوخيهاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم . آيا در اين صورت توفيق پيدا مى كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان ((يا ربّ يا ربّ)) بگوييم ؟ اساساً بيدار نمى شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است ، تلو تلو مى خوريم . پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى شود و چشمش مى افتد به آسمان پرستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است ، مى خواند و با هستى همصدا مى شود، احساس مى كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا. يك چنين آدمى ، نمى تواند مثل ما زندگى كند نمى تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين ، انواع گوشتها، روغنهاى حيوانى و نباتى ، انواع شيرينى ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مى ميرد، اين آدم نمى تواند در نيمه هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى تواند لذّت ببرد. لهذا كسانى كه چنين توفيقاتى داشته اند و ما چنين اشخاصى را ديده ايم به لذّتهاى مادّيى كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعى دارد كه من ذكر خيرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى كه يادم مى آيد مى ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خير بيفتد شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مى شود. و حداقل قرآنى كه تلاوت مى كند يك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند حالا تقريباً صد سال از عمرش مى گذرد هيچ وقت نمى بينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد... اينها دل را زنده مى كند، آدمى كه مى خواهد از چنين لذّتى بهره مند شود ناچار، از لذّتهاى مادّى تخفيف مى دهد تا به آن لذّت عميقتر الهى برسد)).(29) آرى ، چنان پدر چنين فرزندى را به اجتماع تحويل مى دهد.
نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
لطفا در معنای این سوره تامل کنید ÉOó¡Î0 «!$# Ç`»uH÷q§9$# ÉOÏm§9$# ÇÊÈ
ßôJysø9$# ¬! Å_Uu úüÏJn=»yèø9$# ÇËÈ
Ç`»uH÷q§9$# ÉOÏm§9$# ÇÌÈ Å7Î=»tB ÏQöqt ÉúïÏe$!$# ÇÍÈ
x$Î) ßç7÷ètR y$Î)ur ÚúüÏètGó¡nS ÇÎÈ
$tRÏ÷d$# xÞºuÅ_Ç9$# tLìÉ)tGó¡ßJø9$# ÇÏÈ xÞºuÅÀ tûïÏ%©!$# |MôJyè÷Rr& öNÎgøn=tã
Îöxî ÅUqàÒøóyJø9$# óOÎgøn=tæ wur tûüÏj9!$Ò9$# ÇÐÈ 1. In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful. 2. Praise be to Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds; 3. Most Gracious, Most Merciful; 4. Master of the Day of Judgment. 5. Thee do we worship, and Thine aid we seek. 6. Show us the straight way, 7. The way of those on whom Thou hast bestowed Thy Grace, those whose (portion) is not wrath, and who go not astray. ادامه مطلب ... نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
عقیقه مستحّب است در روز هفتم تولد، پدر نوزاد، گوسفندی را به عنوان عقیقه و دفع بلا برای او ذبح کند، و گوشتش را میان محتاجان توزیع کند یا آن را بپزد و مستمندان را اطعام کند. مستحب است گوسفند نر، و فربه و بیعیب باشد و بهتر است تمام گوسفند در راه خدا به مستمندان داده شود، حتی پوست و کلهپاچهاش. همچنین مستحب است یک ران آن به قابله نوزاد داده شود؛ و مکروه است پدر و مادر نوزاد، از گوشت عقیقه بخورند. در روایات چنین آمده است که عقیقه باعث دفع بلا از فرزند میشود و مستحب است که در صورتی که پدر و مادر عقیقه نکرده باشند، خود فرد برای خودش عقیقه کند. امام صادق علیه السلام میفرمود:«بلا دائماً بر روی سر بچه در حال گردش است، و عقیقه، از سر او دور میکند.» عقیقه آدابی دارد که در کتاب مفاتیح الجنان در بخش حواشی (باقیات الصالحات) ذکر شده است. نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
معرفی بلال حبشی بلال بن ریاح حبشی، برده ای سیاه از دیار حبشه بود که به مکه آورده شد و به بردگی امیه بن خلف در آمد. پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به دین اسلام گروید و از پیشگامان اسلام و از صحابه پیامبر به شمار آمد. امیه، مولای بلال، که از دشمنان سرسخت پیامبر خدا بود، روزها بلال را بر ریگهای داغ مکه میخواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینهی او، به او دستور میداد از آیین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست بردارد و لات و عزی را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی مینمود و از آیین اسلام دست نمیکشید. پایداری بلال به گونهای بود که ورقه بن نوفل مسیحی، زبان به تحسین وی گشود و گفت:«به خدا سوگند، اگر این غلام در این راه کشته شود، من نخستین کسی هستم که برای تبرک، قبر او را زیارت کنم!» بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به مدینه با مهاجران همراه شد. در پیمان برادری که میان مهاجران و انصار بسته شد، بلال با ابوریحه انصاری صیغهی برادری خواند. او در تمامی غزوات پیامبر چون بدر، احد و خندق شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با قریش جنگید. در جنگ بدر، امیه بن خلف را که روزگاری شکنجهاش میکرد دید و به اشاره او، مسلمانان، امیه را با شمشیر از پای درآوردند. بلال نخستین مسلمانی بود که مدینه اذان گفت. موقعیت و شهرت او میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا به مقام موذنی مفتخر شد. بلال در روز فتح مکه بر بالای بام کعبه رفت و اذان گفت. نگفت، مگر دو بار: یک بار به درخواست حضرت فاطمه سلام الله علیها و بار دیگر به تقاضای حسین علیه السلام. هر دو بار، اذان او مدینه را متحول کرد و مردم را به شیون و گریه واداشت. بلال به دلیل عدم بیعت با ابوبکر، به اجبار به دمشق هجرت نمود و در همان جا در سال 18 یا 20 قمری در سن 60 یا 70 سالگی وفات یافت. مدفن او در باب الصغیر دمشق زیاتگاه صاحبدلان است. نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
شمّه اى از اخلاق ، صفات و كرامات حضرت فاطمه عليهاالسلام در (( كشف الغمه ، امّ المؤ منين - رضى اللّه عنها - )) نقل شده است كه فرمود: فاطمه عليهماالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و اله در سيما و شمايل به رسول خدا صلى اللّه عليه و اله از همه كس شبيه تر بود. از عايشه نقل شده كه مى گويد: من كسى را در سخن گفتن شبيه تر از فاطمه عليهاالسلام به رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نديدم . چون بر پيامبر صلى اللّه عليه و اله وارد مى شد، آن حضرت دستش را مى گرفت ، مى بوسيد و در كنار خود مى نشاند و چون پيامبر صلى اللّه عليه و اله بر فاطمه عليهاالسلام وارد مى شد فاطمه از جا بلند مى شد و به استقبال آن حضرت مى رفت و پدر را مى بوسيد و دستش را مى گرفت و در جاى خود مى نشاند. و از عايشه نقل شده است كه از فاطمه ياد كرد و گفت : من جز پدرش (پيامبر صلى اللّه عليه و اله ) كسى را راستگوتر از او نديدم . از جابر (( - رضى اللّه عنه - )) نقل شده كه مى گويد: هيچ وقت فاطمه را در حال راه رفتن نديدم مگر اين كه به ياد رسول خدا صلى اللّه عليه و اله افتادم كه گاهى به سمت راست و گاهى به سمت چپ متمايل مى شد. از عايشه پرسيدند: چه كسى از همه مردم نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و اله محبوبتر بود؟ گفت : فاطمه . گفتند: ما تنها از مردان مى پرسيم ؟ گفت : همسر فاطمه . از ثوبان خادم رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نقل شده كه مى گويد: وقتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله مسافرت مى كرد، با آخرين كسى كه از اهل خانه خداحافظى مى كرد، فاطمه بود و چون از سفر بر مى گشت ، نخستين كسى را كه ديدن مى كرد، فاطمه بود. ثوبان مى گويد: پيامبر صلى اللّه عليه و اله از جنگى بازگشت و به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمد. ناگاه چشمش به پرده خشنى بر در خانه افتاد و دو دستبند نقره بر دست حسن و حسين عليهم السلام ديد. برگشت و وارد خانه نشد. همين كه فاطمه عليهاالسلام اين حال را ديد، دانست كه پيامبر صلى اللّه عليه و اله به خاطر آنچه مشاهده فرموده وارد نشده است . از اين رو پرده را كند و آن دستبندها را نيز از دست بچه ها بيرون آورد. بچه ها گريه كردند. فاطمه عليهاالسلام آنها را به بچه ها داد (و فرمود: نزد جدتان ببريد) بچه ها در حالى كه گريه مى كردند خدمت رسول خدا صلى اللّه عليه و اله رسيدند، رسول خدا صلى اللّه عليه و اله آن را از آنها گرفت و به ثوبان فرمود: ((اين ها را نزد بنى فلان - خاندانى در مدينه - ببر و براى فاطمه گردنبندى از عصب (۷۶۲) و دو دستبند از عاج خريدارى كن زيرا اينها اهل بيت منند و نمى پسندم كه خوشيهاى آنان در زندگى دنيايشان باشد)) از موسى بن جعفر عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارش ، روايت شده كه گويد: ((على عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و اله بر دخترش فاطمه عليهاالسلام وارد شد و در گردنش گردنبندى مشاهده كرد، صورتش را از او برگرداند، فاطمه عليهماالسلام آن گردنبند را بريد و دور انداخت ، رسول خدا صلى اللّه عليه و اله رو به دخترش كرد، و فرمود: فاطمه ! تو از منى ، آنگاه فقيرى آمد، گردنبند را به او داد سپس رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: خداوند سخت خشمناك است بر كسى كه خون مرا بريزد و مرا با آزردن عترتم بيازارد.)) جعفر بن محمّد بن نقل از پدرش و او از على بن حسين عليه السلام از طريق فاطمه صغرا از حسين بن على عليه السلام به نقل از برادرش حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: ((مادرم فاطمه عليهماالسلام را در شب جمعه اى ميان محراب ديدم كه همواره در ركوع و سجود بود تا سپيده صبح دميد و مى شنيدم كه مردان و زنان مؤ من را دعا مى كرد و آنها را نام مى برد و دعاى زيادى براى ايشان كرد و براى خودش دعايى نكرد، پس من عرض كردم : مادر چرا همان طورى كه براى ديگران دعا مى كنيد براى خودتان دعا نمى كنيد؟ فرمود: پسرم ، اول همسايه ، سپس خانه )) نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
کرامت امام خمینی(ره)
آيت الله طالقاني نقل ميكنه كه روز 22بهمن كه اوضاع خيلي خراب شده بود امام خميني(رض) رفتند توي يك اتاق وسجاده انداختند ومشغول رازونياز شدم. ميگه وقتي صدايم زدند رفتم تو وديدم تمام سجاده خيس اشك وعرق شده .ميگه فرمودند: كه به مردم بگيد به خيابون ها بريزين. ميگه گفتم آقاجان حكومت ديوانه است همه رو قتل وعام ميكنه فرمودند: گفتم بريزيد به خيابونها هيچ اتفاقي نمي افته.ميگه تاسه بار اصرا كردم كه يك مرتبه امام فرمودند :اگردستورازجاي ديگه باشه چي؟ميگه گفتم چشم .والحمدالله اون روز يه قطره خون برزمين ريخته نشد. نوشته شده توسط : محسن مشایخ| | | [+] | موضوع: |
|
|